لوگوی شاگرد

شاگرد

آموزش بی حد و مرز، آینده بی نهایت

ورود

رمز موفقیت سریع ChatGPT چی بود؟ نکته‌ای که رقباش دیر فهمیدن

رمز موفقیت سریع ChatGPT چی بود؟ نکته‌ای که رقباش دیر فهمیدن
مم
5 دقیقه مطالعه

سی نوامبر ۲۰۲۲، شرکتی به اسم OpenAI یه ابزار رایگان منتشر کرد که ظرف چند روز، اینترنت رو تسخیر کرد. تا اینجای داستان رو همه می‌دونیم. اما بخش جالب‌تر ماجرا اینه: گوگل، ماه‌ها قبل از این، یه فناوری مشابه و به گفته‌ی خودش، حتی توانمندتر در اختیار داشت و عمداً منتشرش نکرد.

این یعنی موفقیت ChatGPT، به برتری فنی برنمی‌گشت. به یه تصمیم استراتژیک برمی‌گشت که رقیب اصلی‌ش جرأت گرفتنش رو نداشت. بیایید ببینیم دقیقاً چه اتفاقی افتاد.

aag1

گوگل چی داشت و چرا منتشرش نکرد؟

قبل از انتشار ChatGPT، گوگل به‌طور گسترده رهبر جهانی تحقیقات هوش مصنوعی محسوب می‌شد و در واقع، بخش بزرگی از نوآوری‌های بنیادی که هوش مصنوعی مولد امروزی رو ممکن کردن (از جمله معماری ترنسفورمر) در همین شرکت ساخته شده بودن. گوگل یه مدل زبانی به اسم LaMDA داشت که بر اساس گزارش‌ها، از نظر توانمندی از ChatGPT اولیه هم جلوتر بود.

پس چرا منتشرش نکرد؟ وقتی کارمندان گوگل تو یه جلسه‌ی عمومی همین سوال رو پرسیدن، سوندار پیچای و جف دین (مدیر ارشد هوش مصنوعی گوگل) جواب صریحی دادن: شرکت توانمندی مشابهی داشت، اما حرکت سریع در این حوزه، یه «ریسک اعتباری» بزرگ محسوب می‌شد، دقیقاً چون گوگل به‌مراتب بزرگ‌تر از OpenAI بود.

پیچای بعدها، در سپتامبر ۲۰۲۶، این رو با صراحت بیشتری تأیید کرد: «ما می‌دونستیم که تو یه دنیای دیگه، احتمالاً چت‌بات‌ مون رو چند ماه بعدتر منتشر می‌کردیم. هنوز به سطحی نرسیده بودیم که بشه منتشرش کرد و مردم با انتشارش توسط گوگل مشکلی نداشته باشن. اون موقع هنوز مشکلات زیادی داشت.»

agg4

دو دلیل واقعی پشت این تردید

۱. مسئله‌ی اعتبار: وقتی بزرگ بودن، یه بار اضافه است

چت‌بات‌ها زیاد اشتباه می‌کنن ، اما بدتر از اون، جواب‌های اشتباهشون رو با اطمینان کامل ارائه می‌دن. برای شرکتی که کل هویت و کسب‌ و کارش بر پایه‌ی «کمک به پیدا کردن جواب درست» ساخته شده، این ترکیب فاجعه‌باره. یکی از مدیران محصول سابق گوگل که اولین بار پروژه‌ی LaMDA رو هدایت می‌کرد، این رو خیلی ساده توضیح داد: گوگل خیلی درباره‌ی این‌که یه چیز چطور می‌تونه به اعتبارش آسیب بزنه فکر می‌کنه.

اینجا یه تناقض جالب هست: همون بزرگی و اعتباری که مزیت رقابتی گوگل بود، به مانع نوآوری تبدیل شد. OpenAI چیزی برای از دست دادن نداشت؛ گوگل همه‌چیز داشت.

۲. مسئله‌ی مدل کسب‌وکار: تبلیغات کجا جا می‌شه؟

این دلیل دوم، شاید حتی تعیین‌کننده‌ تر بود. گوگل وقتی پول درمیاره که شما روی تبلیغات کنار نتایج جست‌وجو کلیک کنید. حالا تصور کنید یه چت‌بات، جواب کاملتون رو مستقیم بهتون بده ، کجای این مکالمه قراره تبلیغات بذارید؟ تلاش برای جا دادن تبلیغ وسط یه جواب مکالمه‌ای، هم از نظر فنی سخته، هم از نظر تجربه‌ی کاربری آزاردهنده.

به عبارت دیگه، گوگل انگیزه‌ی مالی چندانی نداشت که ما رو از جست‌وجوی سنتی (که سالانه میلیاردها دلار براش درآمد داشت) به سمت یه مدل جدید و اثبات‌نشده هدایت کنه. این دقیقاً همون چیزیه که در تئوری مدیریت بهش «معمای نوآور» (Innovator's Dilemma) می‌گن: شرکت‌های بزرگ و موفق، دقیقاً به‌خاطر موفقیتشون، در پذیرش نوآوری‌هایی که مدل کسب‌وکار فعلی‌شون رو تهدید می‌کنه، کند عمل می‌کنن.

هزینه‌ی این تردید: استعفای سازندگان

شاید گویاترین نشونه‌ی این‌که مشکل گوگل فنی نبود، سرنوشت خود سازندگان LaMDA باشه. دو تا از مهندسان اصلی این پروژه، نوام شزیر و دنیل دی‌فریتاس، بارها تلاش کردن چت‌بات رو به شکلی منتشر کنن ، فرستادنش برای محققان خارجی، اضافه کردنش به دستیار گوگل، یا حتی فقط انتشار یه دموی عمومی. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، مدیران اجرایی گوگل همه‌ی این تلاش‌ها رو متوقف کردن، با این استدلال که چت‌بات با استانداردهای ایمنی و انصاف شرکت هم‌خوانی نداره.

نتیجه؟ هر دو مهندس، در اواخر ۲۰۲۱ ، یعنی حدود یک سال قبل از انتشار ChatGPT ، از گوگل استعفا دادن و شرکت خودشون رو تأسیس کردن (که امروز با نام Character.AI شناخته می‌شه). این استعفا آن‌قدر مهم بود که سوندار پیچای شخصاً ازشون خواست بمونن و اونا نموندن.

agg5

و بعد: کد قرمز

انتشار ChatGPT در نوامبر ۲۰۲۲، واکنشی در گوگل ایجاد کرد که کمتر سابقه داشت. طبق گزارش نیویورک تایمز، مدیریت گوگل وضعیت «کد قرمز» اعلام کرد و چندین تیم رو مجدداً به پروژه‌های هوش مصنوعی اختصاص داد. در یه حرکت بی‌سابقه، لری پیج و سرگی برین ، بنیان‌گذاران گوگل که از سال ۲۰۱۹ از مدیریت کنار رفته بودن ، به جلسات اضطراری فراخوانده شدن تا درباره‌ی پاسخ شرکت به ChatGPT تصمیم‌گیری کنن.

گوگل در نهایت، در فوریه ۲۰۲۳ (حدود سه ماه بعد)، نسخه‌ی آزمایشی Bard رو منتشر کرد ، که با استقبال ولرمی روبه‌رو شد. تأخیر سه‌ماهه، در یه بازار با این سرعت، بسیار گران تموم شده بود.

aag6

نکته‌ای که رقبا دیر فهمیدن

پس اون «نکته» دقیقاً چی بود؟ چند تا درس مشخص از این ماجرا بیرون میاد:

  • انتشار عمومی، خودش یه مزیت رقابتیه، نه فقط یه مرحله‌ی پایانی. OpenAI با انتشار یه محصول ناقص اما رایگان، میلیون‌ ها کاربر واقعی و حجم عظیمی از داده‌ی بازخورد به دست آورد که هیچ آزمایشگاه تحقیقاتی بسته‌ای نمی‌تونست جایگزینش کنه.

  • «ناقص ولی در دسترس» از «کامل ولی پنهان» برنده‌ست. ChatGPT هم اشتباه می‌کرد، هم محدودیت داشت (حتی به اینترنت وصل نبود و اطلاعاتش تا ۲۰۲۱ بود). اما در دسترس بود.

  • همون چیزی که محافظه‌کاری گوگل بود، به نفع OpenAI تموم شد. انتقادات و اشتباهات اولیه‌ی چت‌بات‌ها، متوجه OpenAI شد نه گوگل و همین باعث شد کاربران به‌مرور یاد بگیرن جواب‌های این ابزارها رو با احتیاط ببینن، که عملاً راه رو برای ورود بعدی گوگل هموارتر کرد.

aag2

و امروز: ورق برگشته؟

جالب‌ترین بخش این داستان شاید همین باشه که پایان‌بندی‌ش هنوز نوشته نشده. گوگل در سال ۲۰۲۶، مدل Gemini 3 رو با سریع‌ترین استقرار تاریخ شرکت در سراسر اکوسیستمش ، شامل جست‌وجوی گوگل با میلیاردها کاربر ، منتشر کرد. این دقیقاً همون سرعت و جسارتی بود که سه سال قبل نداشت.

و این‌بار، طبق گزارش‌ها، سم آلتمن بود که برای OpenAI وضعیت «کد قرمز» اعلام کرد.

حرف آخر

موفقیت سریع ChatGPT، داستان برتری فنی نبود ، داستان جسارت در انتشار بود. گوگل تکنولوژی رو داشت، استعداد رو داشت، حتی زودتر شروع کرده بود؛ اما چیزی که نداشت، آمادگی برای پذیرش ریسک انتشار یه محصول ناقص بود. این دقیقاً همون معمایی‌یه که هر شرکت موفق و بزرگی باهاش روبه‌رو می‌شه: چطور نوآوری کنی، وقتی خودِ موفقیت فعلی‌ت، بزرگ‌ترین دلیلت برای محافظه‌کاریه؟