لوگوی شاگرد

چرا گوشی‌های جدید دیگر شگفت‌زده‌مان نمی‌کنند؟ (رکود نوآوری، افسانه‌ای که نصفش درست است)

چرا گوشی‌های جدید دیگر شگفت‌زده‌مان نمی‌کنند؟ (رکود نوآوری، افسانه‌ای که نصفش درست است)
مم
• 10 دقیقه مطالعه

گوشی را از جعبه در می‌آورید. پلاستیک را جدا می‌کنید، صفحه را تمیز می‌کنید، اولین عکس را می‌گیرید. و بعد همان چیزی می‌شود که سه سال پیش هم شد: چند لحظه ذوق، و بعد همان گوشی قبلی، فقط براق‌ تر.

همین حالا اگر این جمله را در گوگل بزنید، تقریباً همه جا یک جواب می‌گیرید: شرکت‌ها تنبل شده‌اند. انحصار، نوآوری را کشته. اپل و سامسونگ فهمیدند که می‌توانند هر سال همان گوشی را با یک عدد بالاتر بفروشند، پس چرا زحمت بکشند؟

منطق دارد. من هم اگر جای آن‌ها بودم، همین کار را می‌کردم. مشکل اینجاست که این توضیح، نصف ماجراست و نصفِ گمشده، جالب‌ترین بخشش است.

باور رایج: تقصیر شرکت‌ هاست

نسخه‌ی کامل افسانه این است: تا سال ۲۰۱۵ هر سال چیزی می‌آمد که آدم را شوکه می‌کرد. اثر انگشت، نمایشگر لبه‌ خمیده، دوربین دوگانه، شارژ سریع. بعد یک جایی همه ایستادند. از آیفون X به بعد، اپل همان طراحی را تکرار می‌کند و فقط دوربین‌ها بزرگ‌تر شده. سامسونگ هم همان.

بخشی از این حرف درست است. واقعاً نوآوری در طراحی متوقف شده. اما دو مشکل جدی دارد.

اول، این تصویر با واقعیت بازار نمی‌خواند. اگر شرکت‌ها می‌توانستند بی‌زحمت پول دربیاورند، سودشان باید هر سال بالا می‌رفت. در حالی که کل بازار از ۱.۴۷ میلیارد دستگاه در سال ۲۰۱۶ به حدود ۱.۰۹ میلیارد در ۲۰۲۶ سقوط کرده ، یعنی تقریباً نیم میلیارد گوشی در سال کمتر، و این باعث می‌شود شرکت‌ها وادار به واکنش شوند، نه اینکه راحت بنشینند.

دوم، و مهم‌تر: این توضیح نمی‌گوید چرا. «تنبلی» یک توضیح نیست، یک توهین است. وقتی یک صنعت با هزاران مهندس و میلیارد ها دلار تحقیق و توسعه، در یک نقطه متوقف می‌شود، معمولاً دلیلش این است که ادامه دادن، از نظر فنی یا اقتصادی، جواب نمی‌دهد. نه اینکه همه یک‌شبه بی‌انگیزه شدند.

بیایید سه دلیل واقعی را ببینیم.

pho4

حقیقت اول: مشکل این نیست که گوشی‌ها بد شدند، مشکل این است که خیلی خوب شدند

این جمله را از یک آدم معمولی نشنیده‌ام، از مدیرعامل Verizon شنیده‌ام. هانس وستبرگ در مصاحبه‌ای گفته: «مقاومت و کیفیت گوشی‌ها در پنج تا ده سال گذشته به‌شکل چشمگیری بهتر شده، برای همین مردم خیلی بیشتر نگهشان می‌دارند.» 

عددش هم موجود است. میانگین سن گوشی‌ هایی که در آمریکا برای تعویض تحویل داده می‌شوند، در ۲۰۲۵ به رکورد ۳.۸۸ سال رسید ، آیفون ۳.۸۰ سال و اندروید ۳.۹۶ سال. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶، گوشی‌های اپل برای اولین بار از مرز چهار سال گذشتند: ۴.۰۳ سال. کانترپوینت پیش‌ بینی می‌کند چرخه تعویض جهانی در ۲۰۲۶ به چهار سال برسد. 

حالا برگردیم به نقطه‌ی اوج. بازار جهانی گوشی در ۲۰۱۶ به ۱.۴۷۳ میلیارد دستگاه رسید و از آن به بعد هرگز به آن عدد برنگشت. ۲۰۲۵ حدود ۱.۲۶ میلیارد بود و ۲۰۲۶ با بدترین افت تاریخ صنعت، به حدود یک میلیارد می‌رسد.  

سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶ به تنهایی ۲۰ تا ۲۲ درصد افت کرد و به ۲۵۵ میلیون دستگاه رسید ، کمترین میزان یک فصل سوم از سال ۲۰۱۲، یعنی از زمانی که آخرین گوشی سامسونگ گلکسی S3 بود.  

این اعداد یک داستان ساده می‌گویند: گوشی به آستانه‌ی «به‌اندازه‌ی کافی خوب» رسیده. نه «کامل»، نه «بی‌عیب». فقط به‌اندازه‌ی کافی خوب که خرید دوباره‌اش توجیه نداشته باشد.

یک گوشی چهار ساله امروز چه کاری را نمی‌تواند بکند؟ واتساپ را باز می‌کند، فیلم می‌گیرد، اسنپ می‌گیرد، پرداخت می‌کند. عکسی که می‌گیرد، در فید اینستاگرام از عکس گوشی جدید قابل تشخیص نیست. آن حرف‌های «۲۰ درصد پردازنده سریع‌تر» روی بنچمارک درست است و در زندگی روزمره هیچ معنایی ندارد.

این همان نقطه‌ای است که اقتصاد عوض می‌شود. تا وقتی گوشی‌ها بد بودند، هر بهبودی مشتری می‌آورد. وقتی خوب شدند، بهبود فقط هزینه است.

pho1

حقیقت دوم: در این بازار، نوآوری جریمه می‌شود

اگر باورتان نمی‌شود، بگذارید یک نمونه‌ی ملموس نشان بدهم که همه دیدیم.

آیفون ۱۲ مینی. بسیاری از بررسی‌کنندگان عاشقش بودند. جمع‌وجور، سبک، با همان تراشه‌ی پرچم‌دار. اپل ساختنش را متوقف کرد، چون نفروخت. 

این یک شکست مهندسی نبود. یک شکست تجاری بود. و همین کافی است که مدیر بعدی، دفعه‌ی بعد ریسک نکند. شرکت‌ها ریسک را نامتقارن می‌بینند: اگر نوآوری بگیرد، شاید چند درصد فروش بیشتر؛ اگر نگیرد، یک خط تولید کامل سوخته و اعتبار برند آسیب دیده. در بازاری که هر سال کوچک‌تر می‌شود، هیچ مدیریتی این شرط را نمی‌بندد.

گوشی تاشو، آزمون بزرگ‌ تر همین تز است. سامسونگ هفت سال است گوشی تاشو می‌سازد. هواوی سه‌ تاشو معرفی کرد با قیمت ۲,۸۰۰ دلار. نتیجه؟ در ۲۰۲۵، گوشی‌های تاشو فقط ۱.۶ درصد کل بازار بودند.  در ۲۰۲۶ این عدد حدود ۲ درصد است و Omdia پیش‌بینی می‌کند با ورود اپل، در ۲۰۲۷ به سختی از ۳ درصد بگذرد. IDC صریح‌تر است: تاشو ها تا ۲۰۲۹ زیر ۳ درصد می‌مانند. 

هفت سال تلاش، صدها میلیارد دلار تحقیق و توسعه، و یک درصد و نیم بازار.

این را باید دو بار خواند. چون بعد از این عدد، دیگر «شرکت‌ها تنبل هستند» یک توضیح نیست، یک بی‌انصافی است.

البته یک نکته‌ی منصفانه هم هست: تاشو ها «سریع‌ترین رشد روی پایه‌ی کوچک» را دارند ، عبارت خودِ IDC. یعنی رشد درصدی‌شان بالا و عدد مطلقشان بی‌اهمیت. یک شرکت می‌تواند در این دسته ۳۰ درصد رشد کند و همچنان کسری از یک درصد بازار جهانی را داشته باشد. رسانه‌ها عاشق آن ۳۰ درصد هستند و آن کسر یک درصد را نمی‌نویسند.

مثال دیگر: گوگل. کسی که خودش اندروید را می‌سازد، نُه نسل پیکسل بیرون داده، و در مارس ۲۰۲۵ فقط ۱.۶۷ درصد بازار جهانی را در دست داشت. یک شرکت با تمام توان فنی‌ اش نمی‌تواند از سد برند و اکوسیستم رد شود. پس چه انگیزه‌ای برای یک شرکت کوچک‌ تر باقی می‌ماند؟

pho6

حقیقت سوم: نوآوری نمرده، نامرئی شده.

اینجا جایی است که تقریباً همه‌ی مقاله‌ های فارسی این موضوع را اشتباه می‌فهمند.

بگذارید یک سؤال بپرسم: باتری گوشی شما در سه سال گذشته چند میلی‌آمپر بوده؟ اگر گوشی‌تان چینی یا پرچم‌دار جدید باشد، احتمالاً جواب دقیق نمی‌دانید. اما عددش را ببینید:

در ژانویه ۲۰۲۶، گوشی‌های با باتری ۶,۰۰۰ میلی‌آمپر یا بیشتر، ۲۹ درصد فروش جهانی را تشکیل دادند. سال قبلش همین رقم ۱۰ درصد بود. 

یعنی در یک سال، سهم این باتری‌های بزرگ سه برابر شد. و ده گوشی پرفروش این دسته، همه از برندهای چینی بودند: ویوو، شیائومی، اوپو، آنر.

علتش یک نام دارد که کمتر کسی در فارسی گفته: باتری سیلیکون-کربن. آنر اولین بار در ۲۰۲۳ آن را در Magic5 Pro آورد.  از آن موقع، آند باتری از گرافیت به ترکیب سیلیکون و گرافیت تغییر کرده و ظرفیت در همان حجم، بالا رفته. سیلیکون تقریباً ده برابر گرافیت ظرفیت نگه‌داری دارد.

نتیجه‌اش اعداد عجیبی است. آنر Power با باتری ۸,۰۰۰ میلی‌آمپر در بدنه‌ای زیر ۸ میلی‌متر ، دو برابر باتری گلکسی S25. آنر Power 2 به ۱۰,۰۸۰ میلی‌آمپر رسیده با ضخامت زیر ۸ میلی‌متر و وزن ۲۱۶ گرم. 

حالا مقایسه‌اش کنید با آن چیزی که همه از باتری به یاد دارند. چگالی انرژی باتری لیتیوم-یون از ۸۰ وات‌ساعت بر کیلوگرم در ۱۹۹۱ به حدود ۳۰۰ رسیده ، رشد سالانه‌ی حدود ۴ تا ۶ درصد.  از اولین آیفون تا امروز، این عدد فقط ۱.۳ برابر شده. 

و حالا نکته‌ی طنز آمیزش: اپل و سامسونگ در این فناوری عقب‌اند. تا اواسط ۲۰۲۵، بیش از ۶۰ درصد پرچم‌داران چینی از آند سیلیکون-کربن استفاده می‌کردند، در حالی که اپل و سامسونگ صفر. یک شکاف واقعی ۱۰ تا ۲۴ درصدی در چگالی انرژی بین پرچم‌داران چینی و غربی باز شده است. 

پس نوآوری نرفته. یک شرکت چینی، در سکوت، باتری گوشی را دو برابر کرده. ولی هیچ‌کس حسش نمی‌کند، چون این نوآوری به شکل «یک عدد بزرگ‌تر در جدول مشخصات» ظاهر می‌شود، نه به شکل «یک چیز که تا حالا ندیده بودی».

این تفاوت را جدی بگیرید. نوآوری دو نوع است: نوآوری‌ ای که خودش را نشان می‌دهد (نمایشگر تاشو، دوربین بیرون‌آمده) و نوآوری‌ای که فقط در استفاده حس می‌شود (باتری، شارژ، دوام). نوع اول هیجان می‌سازد و می‌فروشد، نوع دوم عمر می‌سازد و نگه می‌دارد. ده سال است که صنعت دارد نوع دوم را می‌سازد و بعد تعجب می‌کند که چرا کسی برایش هورا نمی‌کشد.

پس چرا ۲۰۲۶ از «خسته‌کننده» هم بدتر شد؟

اگر تا اینجا داستان به «صنعت بالغ شده» می‌رسید، ۲۰۲۶ یک چیز دیگر هم اضافه کرد: بالغ شدن، گران شد.

ماجرا از حافظه شروع می‌شود. شرکت‌های تراشه‌ سازی، ظرفیت تولید را بردند سمت حافظه‌ های پهن‌ باند مراکز داده‌ی هوش مصنوعی، چون حاشیه‌ی سودش بیشتر است. نتیجه‌اش این شد که قیمت NAND و DRAM در یک سال بیش از ۳۰۰ درصد بالا رفت. 

حافظه در گوشی ارزان، تا ۶۰ درصد هزینه‌ی تولید است. پس اول از همه، گوشی‌های ارزان مردند. عرضه‌ی گوشی‌های زیر ۱۰۰ دلار ۶۰ درصد سقوط کرد و IDC نوشت بخش زیر ۱۰۰ دلار عملاً به پایان رسیده. 

میانگین قیمت یک گوشی هوشمند در ۲۰۲۶ به ۵۸۱ دلار رسید ، رشد ۲۷.۶ درصدی در یک سال. 

و تقصیر را می‌شود دقیقاً اندازه گرفت: افت اندروید در  ۲۰۲۶ ۲۴.۳ درصد بود و ۷ واحد درصد از سهم بازارش را در یک سال از دست داد، چون برندهایش از رده‌های ارزان بیرون کشیدند. اپل و سامسونگ با مقیاسشان از بحران جان به در بردند ، اپل برای اولین بار در یک فصل سوم از مرز ۲۰ درصد سهم بازار گذشت.

فرانسیسکو جرونیمو از IDC جمله‌ای گفته که به نظرم بهترین خلاصه‌ی امسال است: «مصرف‌کنندگان شروع کرده‌اند به پرداخت هزینه‌ی هوش مصنوعی.»

دقت کنید چه اتفاقی افتاده. تا دیروز مشکل این بود که گوشی نو، هیجان ندارد. امسال مشکل این است که گوشی نو، هیجان ندارد و گران‌تر هم شده. این بدترین ترکیب ممکن است، چون یکی از آن دو تا را می‌شد تحمل کرد.

pho5

خب، عملاً چه کار کنیم؟

اگر تا اینجا همراه بوده باشید، سؤال منطقی این است: پس چند سال یک بار گوشی عوض کنم؟

جواب صادقانه: عدد ثابتی وجود ندارد، ولی معیار هست. سه شرط را بگذارید:

یک، پشتیبانی نرم‌افزاری. این تنها عددی است که واقعاً عمر گوشی را تعیین می‌کند، نه پردازنده. سامسونگ برای پرچم‌دارانش هفت سال آپدیت می‌دهد؛ بعضی برندهای دیگر دو یا سه سال. اگر گوشی‌تان آپدیت امنیتی نمی‌گیرد، تعویض توجیه دارد ، حتی اگر سالم باشد.

دو، باتری. افت باتری خطی نیست. تا یک نقطه آرام افت می‌کند و بعد از آن، شیب تند می‌شود. اگر باتری زیر ۸۰ درصد ظرفیت اولیه رفته، تعویض باتری تقریباً همیشه به‌صرفه‌ تر از تعویض گوشی است.

سه، یک سؤال ساده. گوشی فعلی‌تان، دقیقاً کدام کار را نمی‌تواند بکند که گوشی جدید می‌تواند؟ اگر جوابش یک جمله‌ی مشخص است، بخرید. اگر جوابش «خب، جدیدتر است» بود، خریدید که حس تازگی بخرید ، که اشکالی ندارد، فقط اسمش را بگذارید خرید احساسی، نه ارتقای فنی.

اعداد هم پشت این معیار هستند: میانگین جهانی چرخه تعویض در ۲۰۲۶ به چهار سال می‌رسد، و بالاترین سهم بازار در دست گوشی‌های بالای ۶۰۰ دلار است. یعنی خودِ بازار هم عملاً همین را انتخاب کرده: کمتر بخر، بهتر بخر.

pho7

سؤالات متداول

آیا گوشی‌ های جدید واقعاً گران‌تر شده‌اند یا فقط حس می‌کنیم؟
واقعاً گران شده‌اند. میانگین جهانی قیمت در ۲۰۲۶ به ۵۸۱ دلار رسید، یعنی ۲۷.۶ درصد بیشتر از سال قبل. علتش هم کمبود حافظه است، نه طمع برندها ، هرچند طمع برندها هم بی‌تقصیر نیست.

آیا گوشی تاشو آینده است؟
به این زودی نه. بعد از هفت سال، سهمش حدود ۲ درصد است و پیش‌بینی‌ها می‌گویند تا ۲۰۲۹ زیر ۳ درصد می‌ماند. آیفون تاشو ممکن است این دسته را بزرگ کند، ولی از ۲ درصد به ۳ درصد، انقلاب نیست.

چرا باتری گوشی‌ها بزرگ‌ تر شده ولی عمر باتری حس نمی‌شود؟
چون مصرف هم بالا رفته. نمایشگر روشن‌ تر، پردازنده قوی‌ تر، دوربین بزرگ‌ تر. ظرفیت بیشتر شده و مصرف هم بیشتر. تفاوت واقعی در گوشی‌های چینی با باتری ۸,۰۰۰ میلی‌آمپر دیده می‌شود، نه در پرچم‌دارهای غربی.

آیا اپل و سامسونگ واقعاً از چین عقب افتاده‌اند؟
در باتری، بله. اولویت آن‌ها چیز دیگری بوده ، نرم‌افزار، اکوسیستم، زنجیره تأمین. ولی این تصمیم یک هزینه دارد، و هزینه‌اش این است که گوشی‌شان نسبت به یک گوشی چینی هم‌قیمت، باتری کمتری دارد.

pho9

حرف آخر

برگردیم به همان لحظه‌ی اول. جعبه، پلاستیک، صفحه.

آن حسی که نیست، حس «چیز تازه» است. ولی اگر دقت کنیم، یک حس دیگر هم نیست: ترس از اینکه گوشی جدید، کارهای روزمره را بدتر انجام بدهد. ده سال پیش، خرید گوشی جدید یک ریسک بود. امروز یک تصمیم مالی است.

این که هیجان ندارد، به این معنا نیست که فناوری ایستاده. به این معناست که فناوری کار خودش را کرده ، به جایی رسیده که دیگر لازم نیست هر سال شگفت‌زده شویم. شگفت‌زده شدن، نشانه‌ی نابالغ بودن یک فناوری است، نه نشانه‌ی سلامت آن.

و اگر دنبال هیجان واقعی هستید، این روزها جای دیگری است: در باتری ۱۰,۰۰۰ میلی‌آمپری در بدنه‌ی هشت میلی‌متری، در دستگاهی که تا می‌شود، و در کارخانه‌هایی که دارند حافظه‌ی جهان را به جایی می‌برند که ما هنوز عادت نکرده‌ایم نگاه کنیم.

گوشی خسته‌ کننده شده ، مغزِ پشتش، نه.